تو نیکی کن و در دجله انداز

تو نیکی کن و در دجله انداز

تو نیکی کن و در دجله انداز

۱- به معنای نیکی کردن به دیگران، بی چشمداشت از آنان است، چرا که بازگشت این نیکی و احسان در نهایت به خود فرد است.

۲- نیكی هایی كه انجام می دهیم به ما باز میگردند.

۳- هر که نیکی کند،‌ خدا هم به او نیکی خواهد کرد.

تو نیکی کن و در دجله انداز انشا

مفهوم این حکایت به نیکی کردن به دیگران بدون داشتن کوچکترین چشمداشتی تاکید دارد. نیکی کردن و کار خوب هیچوقت بدون جواب باقی نمی ماند زیرا هر کسی که نیکی کند،‌ خدا هم به او نیکی خواهد کرد.

تو نیکی کن و در دجله انداز مثل نویسی

تو نیکی میکن و در دجله انداز گسترش دهید : به عبارت دیگر از هر دست که بدهی ، از همان دست می گیری، یعنی تمامی اعمال ما به خودمان بر می گردد، پاداش تمام نیکی ها و خوبی های ما چه در این دنیا و چه در آخرت نزد خداوند محفوظ است.

تو نیکی کن و در دجله انداز معنی

نقل است پیرمردی در کنار دجله خانه ای ساده داشت که در آن تنها زندگی می کرد. این پیر مرد برای گذشتن زمان و دوری از تنهایی اش روزها تکه نانی بر می داشت و به کنار دجله می رفت. پیر مرد این تکه نان ها را خرد خرد می کرد و برای ماهی ها در آب می ریخت.

این قصه ادامه داشت تا زمانی که پیر مرد قصد سفر کرد، برای این سفر پیرمرد باید از بیابان عبور می کرد اما از آنجایی سن زیادی داشت در بیابان دچار مشکل شد زیرا نه ابی داشت و نه غذایی و نه توانی برای بازگشت به خانه.

پیرمرد تمام تلاش خود را کر تا خود را به جایی برساند اما به دلیل سالخوردگی سفر پیرمرد خیلی طولانی شد  چیزی جز صحرا و دشت خالی افتاب سوزان ندید.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  زلف آشفته و خوی کرده

در همین حال که پیر مرد گرسنه و تشنه به زمین افتاده بود، شروع به سخن گفتن با خداوند کرد : پروردگارا پیرمردی تنها هستم که از بد روزگار اینجا اسیر خاک و آفتاب سوزان شده ام.ازارم به هیچ کس نرسیده و تمام تلاشم ان بوده که از هرچه داشتم به دیگران کمک کنم.

تو نیکی کن و در دجله انداز از کیست

این بیت از جمله ابیات شیخ اجل سعدی شیرازی است

تو نیکی کن و در دجله انداز به انگلیسی

You do good and throw in the Tigris

تو نیکی می کن و در دجله انداز انشا

می‌گویند این بیت به حکایتی اشاره دارد؛ اینکه در روزگار متوکل عباسی، جوانی که مورد علاقه و توجه پادشاه بود، ظاهراً در رودخانه دجله غرق شد و اثری از وی پیدا نشد. اما پس از چند روز خبر پیدا شدن جوان و زنده و سرحال بودنش را به پادشاه دادند. وقتی چگونگی ماجرا را از وی جویا شدند، گفت که در دیواره‌ رودخانه داخل حفره‌ای گیر افتاده بودم و بعد از گذشت چند ساعت دیدم سبدهایی حاوی نان از روی آب می‌گذرد که توانستم آن‌ها را گرفته و خود را با آنها سیر کنم و در این چند روز و چند شب، به این وسیله زنده ماندم. پس از آن هم مرد ماهیگیری مرا از آب بیرون آورد.

مفهوم تو نیکی کن و در دجله انداز

وقتی پرس و جو کردند، فردی که نان‌ها را به آب می‌انداخت پیدا کردند. او در توضیح گفت که من همیشه روزانه مقداری نان صدقه می‌دادم. چند روزی بود که فقیری به خانه نمی‌آمد تا به او نان دهم و برای همین آن‌ها را در آب می‌انداختم تا حداقل ماهی‌ها از آن بخورند و ادامه داد: «شنیده بودم که نیکویی کن و در آب انداز که روزی بار دهد.» خلیفه وی را مورد لطف قرار داده و به او پاداش داد و گفت: “تو نیکی را به دجله انداختی، بی خبر از آنکه خدا آن را در خشکی به تو بازمی‌گرداند!” و پس از آن ضرب المثل تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز در بین مردم رواج پیدا کرد.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  نی نی سایت رمانتیک

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دردم از یار است و درمان نیز هم x بخوانید...