خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

جانا به حاجتی که تو را هست با خدا

کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم

آخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است

ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست

در حضرت کریم تمنا چه حاجت است

محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست

چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است

جام جهان نماست ضمیر منیر دوست

اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است

آن شد که بار منت ملاح بردمی

گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است

ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است

ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار

می‌داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است

حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود

با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

بیشتر بدان، بیشتر بخوان

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است تفسیر

تفسیر اول فال

اگر با چشم بصیرت به زندگی خود نگاه کنی خواهی فهمید که تو بسیار بیش از آنچه آروزیش را داری از نعمات خداوندی بهره مندی، پس با توکل به خدا و با اتکاء به همت عالی خود قدم در راهی که قصد آغازش را داری بگذار و از سرزنشهای مدعیان هراس به دل راه مده که در تقدیر تو کامیابی است.

تفسیر دوم فال

مدتی است احساس تنهایی کرده و گمان می کنید کسی از غم و اندوه شما خبر ندارد. خدا را در همه حال نظر داشته باشید که او یار و یاور بندگانش است و به احوال شما آگاه است.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را

چشم به یاری افراد مغرور و متکبر نداشته باشید. اگر کارتان را به خداوند بسپارید و به او اعتماد کنید به مقصود خود، هر چند دست نیافتنی و دور از دست به نظر برسد، خواهید رسید.

برای به ثمر رسیدن تلاش تان، به خدا توکل کرده و به توانمندی های خود تکیه کنید. دست رد به سینه نیازمندان نزنید و از خودخواهی و کبر دوری کنید.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ای به رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت x بخوانید...