دلم رمیده لولی

دلم رمیده لولی

دلم رمیده لولی

دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز

دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز

فدای پیرهن چاک ماه رویان باد

هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی

بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر

به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت

که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز تفسیر

 ١- دلم آواره لولی صفت و شوق آفرینی است که وعده های دروغ می دهد و عاشق کش و نیرنگ باز است.

۲- هزاران لباس پرهیزگاری و خرقه پارسایی فدای پیراهن چاک خورده زیبارویان مهرو باد.

 ۳- نقش خال تو را با خود به گور خواهم برد تا از خال تو، خاک گور من آمیخته با بوی خوش عبير شود.

 ۴- فرشته از حال و هوای عشق نا آگاه است، پس ای ساقی، جامی بخواه و خاک آدم را با گلاب، بیامیز.

۵- بر کفن من، پیاله شراب ببند تا صبح قیامت، به یاری شراب، هراس روز رستاخیز را از دل دور کنم.

۶- فقیر و بی چیز و مجروح به آستانه ات آمدم، مرحمتی کن زیرا که جز دوستی با تو، هیچ دستاویز و بهانه ای برای وصال ندارم.

 ۷- بیا زیرا که آواز دهنده غیبی دیشب به من گفت که خشنود باش و از تقدیر الهی، فرار مكن.

۸- ای حافظ، اگر به معشوق نرسیدی، وجود خود تو مانع بوده است، زیرا که هیچ چیز مانع عاشق صادق و معشوق نیست.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  زلف آشفته و خوی کرده

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده روز مهر گردون افسانه است و افسون x بخوانید...