رواق چشم من آشیانه توست

رواق چشم من آشیانه توست

رواق چشم من آشیانه توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

به لطفِ خال و خط از عارفان ربودی دل

لطیفه‌های عجب زیرِ دام و دانهٔ توست

دلت به وصلِ گل ای بلبل صبا خوش باد

که در چمن همه گلبانگ عاشقانهٔ توست

عِلاج ضعفِ دلِ ما به لب حوالت کن

که این مُفَرِّحِ یاقوت، در خزانهٔ توست

به تن مُقصرم از دولتِ ملازمتت

ولی خلاصهٔ جان خاکِ آستانهٔ توست

من آن نِیَم که دهم نقدِ دل به هر شوخی

دَرِ خزانه، به مهر تو و نشانهٔ توست

تو خود چه لعبتی ای شهسوارِ شیرین کار

که توسنی چو فلک، رامِ تازیانهٔ توست

چه جای من، که بلغزد سپهر شعبده باز

از این حیَل که در انبانهٔ بهانهٔ توست

سرودِ مجلست اکنون فلک به رقص آرد

که شعرِ حافظِ شیرین سخن ترانهٔ توست

تعبیر فال رواق منظر چشم من آشیانه توست

خداوند بلندمرتبه لطف خودش را به تو تمام کرده است و به زودی به هدف و مقصد خود خواهی رسید. کاری که قصد انجام آن را داری بسیار پرمنفعت است. اگر قصد ازدواج در سر داری با عشق به مرادت خواهی رسید. تو از تمام رقیبان برتر هستی ولی مراقب باش که یاد خدا را از دل خارج نکنی که هر چه داری از اوست.

رواق منظر چشم من آشیانه توست راسخون

معانی لغات غزل
رواق: پیشگاه خانه، ایوان جلوی عمارت که چشم‌انداز دارد، به کسر راء پرده‌یی که جلوی درآویزند.
رواق منظر چشم: کنایه از چشم به طور کامل.
لطف: نرمی در کار و کردار، خوشرفتاری و مهربانی.
خط: کرک روئیده گرداگرد لب.
لطیفه: نغز، به غایت نیکو، گفتار نرم و دلپسند، نکته و بذله مؤثر.
دام و دانه: کنایه از خط و خال چهره محبوب.
گلبانگ: آوای نرم و خوش‌آهنگ، آوازی به مانند گل نرم و لطیف.
مفرح: شادی آفرین.
مفرح یاقوت: شربتی که از شراب و قند و سائیده احجار کریمه بویژه یاقوت و مروارید تهیه و به منظور تقویت و خوش آب و رنگ کردن چهره به مصرف افراد متمکن می‌ رسیده و معمولا در خزینه محفوظ نگهداری می‌شده است.
خزانه: خزینه، گنجینه.
به تن: جسماً.
مقصرم: قادر نیستم، کوتاهی و قصور می‌کنم.
خلاصه‌جان: روح خالص، جوهر روح.
شوخ: زیبارو، کنایه از زیبارویان سهل‌الحصول.
لعبت: عروسک، کنایه از معشوق دلبند.
شهسوار: سوارکار برگزیده، کنایه از شاه شجاع که به ابوالفوارس ملقب بود.
شیرین کار: ماهر و خوش عمل و ورزیده‌کار.
توسن:اسب سرکش.
حیل: حیله‌ها و مکره‌ها و ترفندها.
ترانه: سرود، آواز.

رواق منظر چشم من آشیانه توست فال

–   حافظ دربیت هشتم چه زیبا شما را راهنمایی میکند (فلک نیرنگ سازدر برابر حیله ها و جادویی هایی که دکیسه عذر تراشی و بهانه جویی توست به لغزش می افتد تا چه رسد به من بی دل)
۲-   خوشبختانه از اقبال خوبی برخوردارید مطمئن باشیدکه در هر کار و هر جایی خداوند متعال باشما همراه میباشد و موفقیت و کامیابی درچند قدمی شماست که اجازه ورود می خواهد
۳-   به تازگی در اندیشه و فکری هستی و همواره به موضوعی خاص فکر می کنی بطوریکه تمام هم و غم شما این موضوع شده و سعادت خود را برآورده شدن آن می دانی اگرچه راه مناسب و خوبی انتخاب کرده ای اما نیاز مبرم به کوشش و اراده دارد.

رواق منظر چشم من آشیانه توست معنی

۴-  برای هرکاری عذرو بهانه ای می تراشی که از انجام آن سرباز زنی و اصولاً با مردم سرسازش کمتر داری و این برخاسته از خود خواهی و غرز ورزی است که درخود احساس میکنید درحالی که زندگی زیر و بم فراوان دارد که نیاز به دو ر اندیشی و با مردم بودن می باشد چرا می خواهی از اینکار دست بکشی درحالی که مقصر اصلی شما می باشید
۵-   دنیای امروز برا شما کوچک است زیرا اندیشه و بلند پروازی شما بسیا رمی باشد ولی چاره ای نمی باشد انسان باید خود را با محیط سازگار نشان دهد و انسان موفق قدرت سازش و سازگاریش زیاد است.

معنی رواق چشم من آشیانه توست

۶-   او شما را بسیار دوست دارد اما به علت عدم سازش شما او نیز لجبازی می کند پس مواظب باشید به زودی مسافرتی در پیش داری و ملاقاتی حاصل می شود که در زندگی شما بسیار موثر خواهد بود به وعده های خود وفا کن و دست ازلجبازی و بگو مگو بردار و نیروی خود را صر ف فعالیت و بهزیستی کن
۷-   درماهی که گذشت خطر بزرگی از خانواده شما دفع شد بنابراین به اعضای خانواده بگویید مواظب باشند بویژه پدر یا همسرتان درمعامله و کاری که درپیش دارند با احتیاط بیشتر عمل کنند تا پیروزی آنها به خطر نیفتد.

رواق منظر چشم من آشیانه توست انجمن راسخون

بدون تردید این غزل در زمان شاه شجاع و درهنگامی که او ازشییراز به دور بوده است در پاسخ دعوت شاه به پیوستن به او سروده شده است. شاه شجاع که خود اهل شعر و ادب و مجالس شبانه‌اش از شعرا و سخنوران زینت می‌یافت در یکی از سفرها (اصفهان یا تبریز) به یاد شاعر شیراز افتاده و به نحوی او را دعوت به سفر و به حضور خود می‌کند. حافظ این غزل رندانه را در پاسخ شاه مؤدبانه سروده و عذر مسافرت می‌خواهد.
دربیت اول اشتیاق و آرزوی خود را برای دیدار شاه در شیراز بیان می‌دارد و می‌گوید که تو به خانه خودت برگرد و چشم من را روشن کن و در بیت دوم و سوم می‌گوید تو با لطف کلام و رفتار خود امثال مرا مسحور خویش کرده‌یی و هرکجا هستی خوش باشی که اینجا همه به یاد تو هستیم و دربیت چهارم و پنجم می‌فرماید که هرچند من قادر به سفر وفیض حضور تو نیستم، تو این دل مشتاق و آرزومند مرا درشیراز به دیدارت منور کن و در بیت ششم اظهار وفاداری کرده و در ابیات هفتم و هشتم پاسخی رندانه به شاه می‌دهد و می‌گوید تو چه آدم زرنگ و ورزیده و ماهری هستی و با این زبان چرب و نرم خود نه من ساده لوح که فلک را هم خواهی فریفت و دربیت نهم به شاه می‌گوید با ارسال این غزل که در مجلس تو توسط مطربان خوانده می‌شود یقیناً زهره را در آسمان به رقص خواهی کشاند.
بیشتر بخوان بیشتر بدان  زلف آشفته و خوی کرده

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دردم از یار است و درمان نیز هم x بخوانید...