زلف آشفته و خوی کرده

زلف آشفته و خوی کرده

زلف آشفته و خوی کرده

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد به آواز حزین

گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند

کافر عشق بود گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر

که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم

اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار

ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

زلف آشفته و خوی کرده تفسیر

تفسیر اول فال

کسی پای در زندگی تو گذارده که هربار دیدار او تو را بی قرار و بی خور و خواب می گرداند و او از بی قراری تو لذت می برد. رفتارهای عاشقانه او تو را به شدت شیفته کرده طوری که زمام تمام امورت را به او سپرده ای و برایت فرقی ندارد که این عشق تو را به کجا بکشاند. به خود بیا و گول ظاهر انسانها را مخور، از این خواب غفلت بیدار شو و در زندگیت تحول تازه ای ایجاد کن قبل از آنکه دیر شود.

تفسیر دوم فال

چرا سراغ کارهایی می روید که انجام آن ها به نفع شما نبوده و باید تاوان سنگینی برای آن ها پرداخت کنید؟ برای چیزهایی که ارزش وقت گذاشتن ندارد، انرژی و زمان خود را هدر ندهید.

آمال و آرزوهای بعید و غیر قابل دستیابی را از خود دور کرده و برای اهداف واقعی خود تلاش کنید. برای حل مشکلات و گرفتاری هایی که به دست خودتان برطرف می شود منتظر امداد غیبی نباشید و همین حالا دست به کار شوید.

برای رسیدن به مقصود به خودتان تکیه داشته باشید تا به آن دست پیدا کنید.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  جوزا سحر نهاد حمایل برابرم

شعر عاشقانهشعر و ادب

زلف آشفته و خوي كردهزلف آشفته و خوي كرده وخندان لب ومستزلف آشفته و خوی کردهزلف آشفته و خوی کرده تعبیرزلف آشفته و خوی کرده تفسیرزلف آشفته و خوی کرده خندان لب مست تفسیرزلف آشفته و خوی کرده راسخونزلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مستزلف آشفته وخوکرده وخندان لب ومستشعر زلف آشفته و خوی کردهمعنی زلف آشفته و خوی کرده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم x بخوانید...