شعر زیبای عاشقانه افغانی

شعر زیبای عاشقانه افغانی

شعر زیبای عاشقانه افغانی

شعر زیبای عاشقانه افغانی و گلچینی از زیباترین اشعار افغانی را می توانید در این پست مشاهده کنید. عاشقانه های زیبا به زبان افغانی بسیار پر مفهوم و باشکوه هستند. امیدواریم لذت ببرید.

  1. شعر عاشقانه افغانی  شماره 1

گرچه عمری است غریبانه فراموش توام

باز مشتاق تو و گرمی آغوش توام

باورم نیست که بیگانه شدی با من و من

همچو یک خاطره ی کهنه فراموش توام

شانه بر زلف سیاهت چو زنی یاد من آر

که چنان زلف تو آویخته بر دوش توام

نیستی تا که بگویم بتو ای مایه ی ناز

تشنه ی بوسه ای از آن دو لب نوش توام

حسرتی گر به دلم هست همان دیدن توست
من پرستوی خزان دیده و خاموش توا

2. شعر عاشقانه افغانی شماره 2

شعر عاشقانه هزارگی

دلی که نمـوســوزه دل نموشه
خانــــه تنـا تنـا آغـل نمــوشـــه

قــوم جــدا جــدا سنگ ریـزه یـه
سنگ ریــزه ریزه منزل نموشــه

سنگای ریزه ریزه جم که شــونه
بلن منزل موشه تای گل نمــوشه

بخشـه تـوتــّـا از تای بار آغــــــیل
کار تانـا کیــــدو دلیـل نموشــــه

چــــوتـور سخته بیرارو روزگار مو!
ده آسانی اوسو، مشکل نموشـه

توخوم تید نکده زامد نکشـــیده
جاره هرچی بیشی آصل نموشـه

لالی گونی کتِه مو ناف چپه خاو
ده ای رقم شاوای مو تیـــــر نموشه
وُکیلا خمتُمـا شیشتـــه ده مجلس
ده یک شیشتُه که کس وُکیل نموشه

اگه بیخی مو کـمـــــــر بستـــه نکنی
ده سَیل کیـــدو گُشنای مو سیرنموشه

نموفامـوم که خوب وبـد ده ای ملک
چیکــه از یکدیگه چیغیـل نموشــــه

چیکه اولـوس پس از یکصـد دو صدسال
ده کـار و زندگـی قابـــــــل نموشـــــــه

چیــــکه قدرخوبای خو نمـــیدنی مو
اگه پشت شی نگری سرمیر نموشه

اگه تیاغ شونی بلده یکـــد یگـــه
دل مه پوره که قد مو کیل نموشه

کودم خانه خرابی بچه مورده
دیلی سنگی تورا یگباره بورده

ال یارجان کوجایی دم مه بورشود
امی زخمایی دیلمه پگ چوقور شود
ما کی موردوم ازی رنجایی دوری
از او دیده بخی اوقره مه کور شود

بیشتر بخوان بیشتر بدان  شعر عاشقانه بلوچی

3. اشعار عاشقانه افغانستان

با تاسف…

عاشقانه می نوشتم ، با تاسف جنگ شد
عاشقی در باور ِ افغانی ِ ما ننگ شد

خواستم تا « دوستت دارم» نویسم نا گهان …
واژه ها سرباز در خون خفته ای فرهنگ شد

جای نان و جای آب و جای لبخند و غزل …
سفره های ما پر از درد و کلوخ و سنگ شد

ما تعصب پوش ِ نفرت کیش ِ بد پندار ها …
بر تن ِ ما جامه ی سبز رفاقت تنگ شد

آنقدر بر طبل ِ نادانی نوا انداختیم
تا سوار کول ِ ما هر نا کس و الدنگ شد

علی بیانی
۱۳۹۴/۴/۱۴

شقایق چیده می آید گل اندام
وطن خندیده می آید گل اندام

زمستانم و یک فصل انتظارم
حمل پوشیده می آید گل اندام
علی بیانی

شعر عاشقانه شاملو

4.اشعار عاشقانه شاعران افغانستان

شادروان خلیل‌الله خلیلی

نوروز آوارگان

گــــویید بـــه نـــوروز کـه امــسال نــیایـــــد

در کشور خونیــــن کــفنـان ره نـگشـــــایــــد

بـلـبـل بــچمــن نـغــمــه شـــادی نـســرایـــد

مــــاتـمــزدگانــرا لــــب پـــرخـنــده نــشایـــد

خون می دمد از خاک شهیدان وطن‌وای
ای وای وطن وای

گلگون کفنانرا چه بهـــار و چــــه زمستــــان

خونین جگران را چه بیابـــان چـــه گلستــــان

در کشور آتـــــش‌زده در خـــــانــــه ویــــران

کس نیست زند بوسه برخسار یتیمان وای
کس نیست که دوزد به تن مرده کفن‌وای
ای وای وطن وای

از سینه هر سنگ تو خون می دمد امروز

از خاک تو مستی و جنون می دمد‌امروز

آن لاله چی دیده که نگون می‌دمد‌امروز

وآن سبزه چرا زرد و زبون می دمد امروز

سرخست بخون پا و سر و سرو و‌سمن‌وای
ای وای وطن وای
بابه نوروزی پیر!
سرزمینم را از یاد مبر
وقتی از اطلس مرجانی خواب،
جامۀ آرامش به تنت می‌کردی
وقتی از باغ سفر می‌کردی
وقتی ازماهی و مهتاب، از هود قصه می‌آوردی…

شعر عاشقانه ب زبان ترکی

5.محمدحسین انصاری‌نژاد:

 

نشسته‌ای کسی از جادۀ هرات بیاید

بیشتر بخوان بیشتر بدان  شعر عاشقانه کردی

امیر کشورت از فتح سومنات بیاید

 

چگونه عنصری از کابلت قصیده بخواند

اگر به کالبدش نفخۀ حیات بیاید

 

مگر سنایی از آن دور با عصای شکسته

سحر به خواب تو با دفتر و دوات بیاید

 

شهید بلخ از آن قله‌ها اگر بسراید

چقدر قاصدک سرخ از آن فلات بیاید

 

به ماه زل زده‌ای ماه کابلت به محاق است

مگر به خواب تو با شاخۀ نبات بیاید

 

دلت گواهی بد می‌دهد صدا بزن امشب

خبر دهید که آن پیر از هرات بیاید

 

دوباره نقشۀ جغرافیاست سفرۀ نانت

که بوی گندمی از سمت روستاست بیاید

 

و کودکان تو با مشک تشنه چشم به راهند

خدا کند که علمداری از فرات بیاید

 

خدا کند که به ساحل رسند گمشدگانت

و بر قلمرو توفانی‌ات ثبات بیاید

 

خدا کند که همین جمعه آن ستارۀ موعود

میان ندبه و شبخوانی سمات بیاید

شعر عاشقانه لری

 

1 دیدگاه

  • سلام درود استاد میخواستم بنده درحال نوشتن رمان درمرود جنگ افغانستان وامریکا هستم..میخواستم وقسمتی ازداستان باید شعرافغانی رو بنویسم..میخواستم بدونم شعر شماره ۳مربوط به کدوم شاعراست وایا میشه باهاشون ارتباط داشته باشم واگراجازه بدن شعرشون روداخل کتابم بیارم البته باذکر نام شاعر..ممنون میشم پاسخ بدید زیرا زمان زیادی ندارم
    کتابم رومیخوام چاپ کنم..حیف است داستانی که درمورد افغانستان است شعری درون ان نباشد..ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دردم از یار است و درمان نیز هم x بخوانید...