نی نی سایت خاطرات طنز

نی نی سایت خاطرات طنز

نی نی سایت خاطرات طنز


خاطرات طنز کنکور

امروز با مطلب طنز دز موزد خاطرات کنکور در خدمت شماییم با هلث کده تا انتها بمانید.

خاطرات کنکور کاربران

اول خودم:  وقتی وارد سالن شدم دیدم به همه سوزن ته گرد میدن و به منم دادن، و نشستم رو صندلی، آنقدر استرس داشتم دیگه نگاه بغل دستی نکردم ببینم چیکار میکنه،  کارت رو تو جیبم گذاشتم و شروع کردم جواب دادن سوالات تا آخر امتحان، و سوزن ته گرد دستم بود، و سوال بود که چرا کاربری نداره،  وقتی که امتحان تموم شد و خواستم بلند بشم  گفتم بپرسم بینم کاربردش چیه؟ حالا که دیدم همه کارت امتحان رو زدن به لباس ولی من نه، 🙈 تازه کاربدش رو متوجه شدم 😂😂😂😂😂😂

 

من که صبح کنکور حالم به هم خورد دیر رسیدم درا بسته بود ولی خدارو شکر رام دادن

من کلاس کنکوری میرفتم اصن حواسم سر کلاس نبود بعد استاده ازم یه سوال پرسید (ریاضی بود و متاسفانه مختلط ) من حواسم نبود و بعد چن بار صدا زدنم مث اسکولا بهش گفتم هااااا چته /: یعنی نگاهش اون لحظه یادم میاد قلبم میشکنه       بعد اون کل کلاس بهم میگفتن ها چته

برای جک خنده دار کلیک کنید.

الان حالت خوبه؟ از  استرس بوده حتما

 

من خیلی چیز میز برده بودم بخوررم. حتی شب قبلش کتلت درست کرده بودم واسه ناهار. چون صبح تجربی داشتم عصر زبان و بین دو کنکور توی راه بودم. از اون سر شهر به این سر شهر. دقیقا شمال غربی به جنوب شرقی.

هر 15 سوال یه چیزی میخوردم. همون موقعی که میخوردم یا استراحت میکردم رابط نیومد. همش با تعحب نگام میکرد و اخم میکرد میرفت. وقتی برگمو گرفت گفت واقعا خسته نباشی. به طعنه گفتا… از خودم قطع امید کردم.

 

😂😂😂😂😂😂😂 واکنش استاد چی بود؟  چیزی نگفت؟

 

آخه گفتی من که صبح،  فکر کردم امروز رو میگی😂 

مگه چیزی ننوشته بودی؟

امروز که روز کنکور نبود

صیح روزی که کنکور داشتم

من یکی درمیون عاشق استادهای کنکورم شده بودم

 

الان میفهمم اصلا هیچی نخوندم اون سال سر این بچه بازیا

شب کنکورم فینال ملتهای اروپا بین اسپانیا و پرتغال بود. منم که فوتبالیییییی.

مامانم گفت برو بگیر بخواب فردا کنکور داری….

 

منم رفتم اما از فکر فینال خوابم نبرد یواشکی نفوذ کردم. یهو فردوسی پور گفت هماهنگ کردیم با اداره برق هیچ جا برق نره همه فینالو ببینن. همون سالی بود که مثل امسال تند تند برق میرفت. دقیقه 15 بود اینو گفت همون موقع برق رفت مجبور شدم برم بخوابم.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  نی نی سایت جک خنده دار

صحیح،  اینم سوتی بعدیم🙈

 

حالا یه بار دیگه دقیقن سر همین کلاس مختلطه

 

زود تر رفته بودم سر کلاس و موقعی رفتم کسی نبود تو کلاسه خلاصه منم نشستم کنار پنجره و زل زدم به بیرون تا اینکه دوستم اومد و سلام و احوال پرسی با الفاظی بسیار رکیک ک از به کار بردن انها معذورم     نگو قبل اینکه دوستم بیاد چن تا پسر اون پشت نشسته بودن و من ندیدمشون الان ک فکرشونو میکنم نمیدونم کی اومدن

یعنی تو اون مدت ابهتم خورد شد اون کلاسم نصفه ول کردم

شب كنكور چه طور بود حالتون. چي كار كردين. كنكورو چه طور دادين و خونه كه اومدين چه حسي داشتين؟

من خودم بعد اومدن به خونه كلي گريه كردم از بس ماه هاي آخر بهم فشار اومده بود! ولي نهايتا قبول شدم.

من از روز کنکور خاطره دارم خخخخ

 

محل برگزاری کنکور ما تو یه سالن ورزشی بود. موقعی که امتحان تموم شد اومدم بیرون از سالن  تو حیاط هم کلی آدم وایساده بودن و منتظر شرکت کننده هاشون بودن سطح سالن بالاتر از حیاطش بود و بجای پله با سیمان یه سطح شیبدار درست کرده بودن که وسایلی مثل موتور و ویلچر و اینا راحت بره بالا

خلاصه منم همینجور داشتم تو حیاطو نگاه میکردم که اگه کسی اومده دنبالم پیداش کنم. یه کفش پاشنه دار هم پوشیده بودم البته پاشنش زیاد هم بلند نبود ولی خیلی لیز بود 😅

همین که اولین قدمو گذاشتم رو سطح شیبدار نفهمیدم چی شد که یهو سر خوردم و کف حیاط پهن شدم 😂😂

حالا خوب شد چادرم سرم بود منم گوشه ی چادرمو انداختم رو سرم و داشتم از خنده میمردم ولی خودمو لو ندادم بلند شدم و الکی لنگان لنگان از صحنه متواری شدم چادرمم از رو صورتم برنداشتم که شناسایی نشم خخخخخ

سلام به همه

 

دیدم بحث کنکور داغه گفتم بیام منم خاطرمو بگم من شب کنکور کارشناسیم رفتم امامزاده صالح و کلی استرسام رفع شد . سر کنکور ارشدم اما وقتی نشستم سر جلسه همه چیز یادم رفت تا نیم ساعت اول هیچی جواب نداده بودم و کلی هنگ بودم بعد ب خودم گفتم این همه زحمت کشیدی ک این بشه تهش؟ بیای بشینی و ب درو دیوار نگاه کنی؟ با خودم گفتم هر چی هنی و منگیه باشه برا بعد کنکور الان بجنب … خدا رو شکر تونستم تو زمان باقی مونده نتیجه خوبی بگیرم و الانم دانشجوی دانشگاه تهرانم.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  نی نی سایت خاطرات ضایع شدن

راستی دوستای گل من چندبار از سایت استاد سلام ، استاد خصوصی گرفتم برای درسای خودمو بچه های فامیل . سایت معتبر و خوبیه. اگه دور و برتون کسی هست ک احتیاج به معلم خصوصی تو درسی داره برید و درخواست استاد بدید اونجا . همه چی هم داره از مهارتهای نرم افزاری بگیرید تا دروس مختلف و هنر و این چیزا…

 

الهی به امید تو

 

من يادمه واسه ارشد كنكور داده بودم يادمه خيلي ريلكس و بدون خوندن  پاشدم اومدم ايران كنكور دادم تفريحي😂😂فقط استرسم سر جلسه اين بود كه زود تمومش كنم كه برم كنسرت خدا بيامرز پاشايي.. هيچي بدو بدو با نامزدم رفتيم كنسرت و كلي خوش گذشت و بعدم قبول شدم.. ولي پايان نامم كه رسيدم ولش كردم😁

من شب کنکورم یادم نمیاد اصلا هم استرس نداشتم سر جلسه هم با دوتا دوستام میگفتیم و میخندیدیم اخرش خانمه اومد دعوامون کرد رتبه کنکورم هم عالی شد سه رقمی شدم

 

آره هنوزم وقتی یادش می افتم میمیرم از خنده

 

تازه وقتی رفتم سوار ماشین داداشم شدم با نیش باز براش تعریف کردم خخخخ

روز کنکور ارشد با دوستم رفتیم دانشگاه شریف

 

سر خیابون یه آقاهه داشت با تلفن صحبت می کرد 

 

رو به ما کرد و به دوستش تو تلفن گفت جات خالی دو تا خوشگل اینجان که فک کنم رتبشون یک و دو بشه

اتفاقا رتبه دوستم دو شد 

 

هیچ وقت یادم نمی ره 

 

از خنده مرده بودیم

 

واسه هر دو خیلی استرس داشتم خصوصا ارشد همین پارسال بود .‌بعد کنکور کارشناسی از همون سر جلسه که اومدم بیرون تا خود خونه گریه کردم! نتیجه م اون چیزی که انتظار داشتم نشد . ولی بالاخره بخیر گذشت. واسه ارشد نتیجه م خییلی خوب شد . ۲۳ شدم الانم ترم دومم

من روز قبلش کلی بیرون رفتم که شب خسته باشم بخوابم ولی اصلاااااا نتونستم بخوابم بعدشم فقط برام مهم بود که تموم شده تنها حسی هم که داشتم گرسنگی بود

من فهمیده بودم باید زود خوابید.از ۸ رفتم تو رختخواب. تا ساعت ۱۲که همه رفتن بخوابن من هنوز بیدار بودم.ساعت ۴ صبح بزور خوابم برد.اما قبول شدم

 

باور کن انقد تو شوک بودم چی شد یدفعه پهن شدم که جایی برا خجالت و اینا نمونده بود من خودمم آدم خجالتی هستم و همیشه دست به عصا راه میرم که یوقت سوتی چیزی ندم خخخخخ

 

 

خاطرات طنز کنکور

خاطرات طنز کنکور 

خاطرات طنز کنکور

 

بیشتر بخوان بیشتر بدان  نی نی سایت مهمان یهویی

هم کلاسیم قمقمه رو تکون داد معلم زیستمون گفت خیالت تخت نمباد:/

یه معلم داشتیم
چشمام چپ بود معلم قران بود عصبی و خشن کلاس هشتم
ماهم ادم حسابش نمیکردیم میومد کتک بزنه همیشه اشتباهی میزد کلاس کلا میرفت هوا وز خنده

یه بارم دو سال پیش کلاس تفکر و سواد رسانه یازدهم بچه ها سوپر گذاشته بودن
معلم اومد تو دوستم فوری سیم کیسو کشید
معلم اومد یه پس گردنی زد بهش گفت احمق چرا خاموش کردی داشتیم میدیدیما
از اون به بعد یه هفته در میون سوپر میداشتن بچه ها

من خودم یه بچه اوتیمسی بود همیشه در دستشویی رو باز میذاشت جیش می کرد تو حیاط، یه دفع مدیرمون اومد بهش گیر بده و اینا
شاشید رو پای مدیر:

یه معلم هم داشتیم که قیافش خندان بود ماهم فک میکردیم اون میخنده ما هم بخندیم یه دفعه میگفت کز کژا به چی میخندید زارت میزد تو فیسمون

با اینترنت مدرسه سوپر دانلود میکردیم بچه مدیر مدرسه هم تو کللسمون بود هر وقت رمزو عوض میکرد میفهمیدیم

کلا طنز زیاد دارم تو مدرسه
سال سوم دبیرستان زنگ تفریح
(ر.آ) یکی دیگه از بچه‌ها رو (ش.ی)رو میز معلم انداخته بود و داشت تلمبه میزد
البته به شوخی
(ش.ی) هم صداش در اومده بود باز هم به شوخی
کلاس هم رو هوا بود از خنده و سروصدا که معلم اومد داخل
اینا هم که قفلی زده بودن ما هم روضه سکوت
ولی همچنان (ر.آ) به تلمبه‌های جهادیش ادامه میداد انگار خون به مغزش نمیرسید فقط داشت معلم رو نگاه میکرد
(ش.ی) هم اون زیر داشت زجه میزد که عاقا خودت میبینی که اون داره میکنه 😂😂😂😂😂😂
هیچی دیگه این دوتا رو فرستاد بالا و اومد داخل گفت میدونین از چی زورم میاد
اینکه من نگاش میکنم اون منو نگاه میکنه و بیشتر فرو میکنه

کلاس ششم یه معلم ریاضی داشتیم وقتی عصبی میشد از خنده جر میخوردیم
باید عصابت=نی شدنشو میدیدی
قیافش سرخ میشد بد و بیراه میگفت
بعضی وقتا هم حرفایی میزد ادم خندش میگرفت

یه معلم داشتیم صص می‌گفت

یه بار معلم زیستمون کمربند کشید کتکمون بزنه بعد تو اون لحظه ی خفن که همه ترسیده بودیم و معلممون داشت از عصبانیت پاره میشد یهو رفیقم گفت: اع اقا شلوارت نیفته :/
جراوجر شدیم هنوزم که هنوزه هرموقع یادش میفتم از خنده میمیرم

از مطالب زیر هم دیدن کنید

دیدگاه ها برای این پست بسته است.

نی نی سایت شوخی همسرانه x بخوانید...